ده گونه جالب از حیوانات منقرض شده
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:

. تیرانوزاروس رکس
 

( انقراض : ۶۵ ملیون سال قبل )
تیرانوزاروس رکس یکی از بزرگترین جانوران گوشت خوار است که تا به حال روی زمین زندگی کرده است. بلندی این حیوان ( از سر تا دم ) به بیش از ۱۳ متر و قد آن به ۵ متر می رسید و احتمالاً حدود ۷ تن هم وزن داشته است. تیرانوزاروس هم مانند سایر دایناسورهای هم خانواده ی خود حیوان گوشت خواری بود که بر روی دو پا راه می رفت با جمجمه ای بسیار بزرگ که تعادل آن را به کمک دمی بسیار بلند و سنگین حفظ می کرد. در مقایسه با پاهای بلند و بسیار قوی عقبی، پا های جلویی این حیوان بسیار کوچک بودند و تنها دو انگشت داشتند.
فسیل تی رکس در شمال آمریکا و در صخره هایی که در اواخر دوره ی کرتاسه تشکیل شده اند، پیدا شده یعنی بین ۶۵٫۵ تا ۶۸٫۵ ملیون سال پیش. این حیوان یکی از آخرین دایناسورهایی است که قبل از انقراض دوران سوم کرتاسه وجود داشته است. بیش از ۳۰ گونه ی مختلف تی رکس شناسایی شده که بعضی از آنها اسکلت های نسبتاً کاملی داشته اند. برخی محققان علاوه بر اسکلت، بافت نرم هم یافته اند. فراوانی مواد فسیلی به محققان امکان داده است تحقیقات قابل توجهی در بسیاری از جنبه های زیست شناسی این حیوان، از جمله تاریخچه ی زندگی وبیو مکانیک آن انجام دهند.

ده گونه جالب از حیوانات منقرض شده


 
سه حیوانی که زمان مرگ شان را می دانند
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:

هوشیاری در مورد مرگ پدید‌ه‌ای روانشناسی است که تا مدتها تصور می‌شد تنها در انسان‌ها وجود دارد به این مفهوم که جانداران دیگر غیر از انسان متوجه لحظات پایانی عمر خود و هم‌نوعان خود نمی‌شوند و طبیعتا عکس‌‌العمل خاصی در این لحظات ار خود بروز نمی‌دهند.
اما تحقیقاتی وجود دارد که نشان می‌دهد مرگ آگاهی (death awareness) در جانوران دیگر نیز وجود دارد و با مطالعه دقیق رفتار آنها می‌توان نتیجه گرفت که لحظات پایان عمر حیوانات برای خودشان و اطرافیانشان قابل درک است.

1- شامپانزه
 

شامپانزه‌های شبیه‌ترین ِ موجودات به انسان به لحاظ تکاملی هستند و خصوصیات فیزیکی و روانشناختی مشابه زیادی با انسان‌ها دارند. پیرامون پدیده مرگ آگاهی نیز اخیرا مجله تخصصی "روند حیات" مقاله‌ای چاپ کرده که در آن به تحقیق گروهی از پژوهشگران بریتانیایی دانشگاه استیرلینگ اشاره شده است. این پژوهشگران رفتار شامپانزه‌ها را هنگام مرگ یکی از اعضای گروه به دقت زیر نظر گرفتند و متوجه شدند گروه شامپانزه‌ها در برابر عضوی از گروه که در آستانه مرگ است رفتار دیگری دارند. جیمز آندسون نویسنده مقاله می‌گوید: "نتیجه بررسی‌های ما در رفتار شامپانزه‌ها، نشان می‌دهد که هوشیاری در مورد مرگ در این حیوانات بسیار عمیق‌تر از آن است که تا کنون تصور می‌شد".
بخشی از این تحقیق در اسکاتلند صورت گرفته است. زیست‌شناسانی که مدتها محل زندگی شامپانزه‌ها در باغ‌وحش اسکاتلند را زیر نظر گرفتند برای مثال به مرگ شامپانزه ماده پنجا‌ه ساله‌ای در سال 2008 اشاره می‌کنند. در روزهای نزدیک به مرگ این شامپانزه، پژوهشگران دریافتند که سایر اعضای گروه رفتار بسیار آرامی دارند و به شامپانزه ضعیف و رنجور توجه بیشتری می‌کنند.
در آخرین ساعات زندگی او نیز همه اعضای گروه روی سکوی نزدیک او جمع شده و آرام پوست او را نوازش می‌کردند. پس از مرگ این شامپانزه ماده همه از او دور شدند و تنها دختر او تمام شب را کنار مادرش باقی ماند. نکته جالب دیگری اینکه حتی پس از چند روز و عادی شدن رفتار شامپانزه‌ها، آنها تا چند روز روی سکویی که شامپانزه پیر آخرین ساعات زندگی‌اش را روی آن گذراند جست‌وخیز نمی‌کردند.
تحقیق دیگری توسط محققین دانشگاه آکسفورد در کشور گینه بیسائو انجام شد که در این تحقیق آنها شاهد مرگ دو فرزند کم سن شامپانزه ماده بودند. شامپانزه مادر در روزهای آخر بسیار بی‌تاب و کمک حال فرزندان بود و پس از مرگ آنها نیز جسدشان را تا مدت‌ها با خود حمل و به مکان‌های مختلف جابجا می‌کرد و در نهایت با حالتی حاکی از افسردگی جسدها را رها می‌کند تا شامپانزه‌های دیگر جسد نیمه باقی‌مانده را ببرند. به گفته دورا بیرو مسئول این تیم تحقیقاتی "این پژوهش نشان می‌دهد که توانایی درک مرگ و ارتباط عاطفی عمیقی میان بچه شامپانزه‌ها و مادرشان وجود دارد که حتی تا بعد از مرگ آنها نیز ادامه خواهد داشت".
در آخرین ساعات زندگی شامپانزه ماده همه اعضای گروه روی سکوی نزدیک او جمع شده و آرام پوست او را نوازش می‌کردند.

2- فیل
 

تحقیقات زیادی از جمله یک کار مطالعاتی توسط دانشمندان دانشگاه آکسفورد در کشور کنیا در آفریقا که سال‌ها به طول انجامیده اثبات می‌کند که فیل‌ها نسبت به مرگ آگاهند و در لحظات مرگ با یکدیگر مهربان‌تر می‌شوند. این تحقیق که نتایج آن توسط دانشکده جانورشناسی دانشگاه آکسفورد منتشر شده نشان می‌دهد که نه تنها خویشاوندان درجه اول بلکه بقیه فیل‌ها نیز نسبت به فیلی که لحظات آخر زندگی را می‌گذراند توجه ویژه دارند و با حالتی حاکی از ترحم تلاش می‌کنند نیازهای او را رفع کنند. در این مطالعه که فیلی در حال مرگ بود، پنج خانواده از فیل‌های دیگر به حالت پرستاری به فیل در حال مرگ سر می‌زدند و به او برای زنده ماندن کمک می‌کردند.
بررسی رفتار این فیل‌ها علاوه بر ضبط صوتی و تصویری با استفاده از ردیاب‌های رادیویی که بر روی بدن فیل‌ها نصب شده بود انجام شده است.
مسئول تیم تحقیقاتی در کنیا می‌گوید "این واکنش‌ها نشان می‌دهد که چگونه انسان‌ها و فیل‌ها احساسات مشترکی دارند، مانند هشیاری نسبت به مرگ و مراقبت و محبت نسبت به موجود در حال مرگ". محققان معتقدند که مشابه این رفتار فیل‌ها در دلفین‌ها نیز مشاهده شده است.

3- قو
 

قوها پرندگان زیبا و از مخلوقات خارق‌العاده خداوند هستند که به سبب تک همسری در طول عمر (monogamy) به سمبل عشق و وفاداری در بسیاری از فرهنگ‌ها تبدیل شده‌اند. اگر چه پدیده تک‌همسری در بین پرندگان تا نود درصد (در برابر هفت درصد در پستانداران) وجود دارد، اما نکته متمایز کننده این دسته از غازیان نظریاتی است که در مورد مرگ‌آگاهی آنها خصوصا گونه قوهای گنگ (Mute Swan) وجود دارد. گفتنی است که در دسته بندی‌های پرنده شناسی قو (swan) با غاز (goose) متفاوت است در حالیکه بسیاری از افراد آنها را به اشتباه یکی می‌دانند.
با اینکه در سال 2001 پترسون و همکارانش در کتاب راهنمای پرندگان انگلستان و اروپا ذکر می‌کنند که قوهای گنگ در طول زندگی کاملا بی‌صدا نیستند ولی مثل غازهای وحشی صداهای گوشخراش و بلند از خود تولید نمی‌کنند، اما نام قوهای گنگ همچنان بر این جانداران مانده است.
در افسانه‌های قدیمی آمده که قوی گنگ در طول عمر هیچ صدایی تولید نمی‌کند و تنها در نزدیکی لحظات مرگ، به گوشه‌ای دنج پناه برده و آوازی زیبا به عنوان اختتامیه عمر عاشقانه خود می‌خواند که با اتمام آواز جانش را از دست می‌دهد. در اسطوره‌های قدیمی ذکر شده که قو در لحظات مرگ به محل اولین جفتگیری خود مراجعت کرده و آواز سر می‌دهد. اصطلاح "آواز قو" به معنی آخرین کار باشکوه یک فرد یا یک مجموعه برگرفته از همین افسانه‌ها است.
هنوز کسی به درستی نمی‌داند که آیا قوها واقعا آخرین لحظه‌های زندگی خود را تشخیص می‌دهند یا خیر اما افسانه‌ها و تعاریف نمادین در مورد این جانداران زیبا همچنان در فرهنگ‌های مختلف پابرجاست.
هنوز کسی از جانورشناسان به درستی نمی‌داند که آیا قوها واقعا آخرین لحظه‌های زندگی خود را تشخیص می‌دهند یا خیر و این مطلب بحث‌انگیز موضوع تحقیقی جامع مانند آنچه در مورد شامپانزه‌ها، فیل‌ها و دلفین‌ها انجام شده، نبوده است، اما افسانه‌ها و تعاریف نمادین در مورد این جانداران زیبا همچنان در فرهنگ‌های مختلف پابرجاست.


 
حیوانات شیشه ای
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:

 

بدن بعضی از حیوانات که در طبیعت زندگی می کنند مثل شیشه صاف و براق است
 

حتماً حیوانات بسیار زیادی را در طبیعت دیده اید که هریک به واسطه رنگ های زیبایی که دارند، مورد توجه شما قرار گرفته اند. به نظر می رسد یکی از عواملی که باعث می شود تا حیوانات زیباتر به نظر آیند، پوست رنگارنگ آنهاست که انگار نقاشی شده اند اما باورتان می شود اگر به شما بگوییم جانورانی هم وجود دارند که مثل شیشه هیچ رنگی ندارند و می توان اعضای داخلی بدن آنها را به راحتی دید؟ البته این موجودات به راحتی قابل دیدن نیستند و برای همین، اطلاعات بسیار اندکی از آنها در اختیار دانشمندان قرار دارد.


 
اگر حشرات به اندازه یک انسان بودند!
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:


  بیشتر افراد به اشتباه گمان می‌کنند که اگر یک حشره کوچک مانند مورچه به بزرگی یک انسان بود، قدرت زیادی می‌داشت. این تصورات از نظر علمی و محدودیت‌های فیزیکی اشتباه است و نمی‌توان قدرت یک حشره ریز را نسبت به جثه انسان مقایسه کرد. در واقع این که یک مورچه می‌تواند وزنی چند برابر وزن خود را حمل کند فقط به کوچک بودن حجم و جثه مورچه بستگی دارد و یک مورچه اگر به اندازه یک انسان بود نمی‌توانست وزنی چند برابر وزن خود را حمل کند. این قوانین فیزیک است که این حدس و گمان‌ها را باطل می‌سازد چه بسا که بسیاری از حشره شناسان نیز این قوانین را در نظر نمی‌گیرند.


 
تشی ها
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:

  تشی ها جوندگان بزرگی هستند که بدن آنها پوشیده از خارهای کوتاه یا بلندی است که معمولا تمامی یا قسمتی از سطح پشتی بدن آنها را می پوشانند. این حیوانات گیاهخوار هستند و در برخی مواقع به مزارع حمله می کنند و باعث ایجاد خسارت می شوند و به همین علت به عنوان یک آفت کشاورزی نیز شناخته شده اند. تشی ها با جوجه تیغی تفاوت بسیار دارند. جوجه تیغی ها دارای خارهای کوچک و نیز اندازه ای کوچک هستند و به راسته حشره خواران تعلق دارند. جوجه تیغی ها از حشرات، سایر بی مهرگان و مهره داران کوچک تغذیه می کنند. اما از خانواده تشی ها در ایران فقط یک گونه وجود دارد.


 
سفری به سیاره گوریل ها
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:
دنیای جالب این گونه از میمون همیشه مدنظر انسان بوده است.نگاهی به آن می اندازیم.
با شنیدن نام گوریل، بیشتر افراد تصویر موجودی پشمالو و وحشی را در ذهن خود به تصویر در می آورند که دیوانه وار نعره می زند و با دست های ستبر خود به شدت بر سینه اش می کوبد.گرچه این تصویر چندان هم دور از واقعیت نیست و گهگاه در طبیعت اتفاق می افتد، اما تنها زمانی که گوریل ها مستقیما مورد تهدید قرار گیرند و این حیوان بسیار آرام تر از این حرف هاست.البته برای هر کس که کینگ کونگ (1933)را دیده باشد، باور این مساله سخت است اما کارهای میدانی جانور شناسانی چون جورج شالرودیان فوسی، پرده از اسرار زندگی خصوصی این حیوان برداشت و نشان داد یکی از نزدیک ترین خویشاوندان ژنتیکی ما تا چه حد آرام و سر به زیر است.پس از آن هم سیل مستندهای حیات وحش، ما را بیشتر با این موجود دوست داشتنی آشنا کرده اند تا جایی که لحظه رویارویی سر دیوید اتنبوروبا گوریل ها که در مستند حیات روی زمین (1979)به نمایش در آمد در نظر سنجی کانال چهار تلویزیون انگلستان به عنوان دوازدهم، در میان 100 لحظه فراموش نشدنی تلویزیون انگلیس دست یافت.جایی بالاتر از تاج گذاری ملکه الیزابت دوم و ازدواج پرنس چالزودایانا.

یکی از نزدیک ترین خویشاوندان انسان
 

تا این اواخر انسان جدا از شامپانزه ها، گوریل ها و سایر میمون ها در خانواده ای به نام هومینیده (Homonidae)قرار می گرفت اما با گسترش روش های مولکولی در دو دهه اخیر و مقایسه گونه های مختلف با این شیوه ها مشخص شد انسان به شامپانزه ، گوریل و اورانگوتان بسیار شبیه است.در نتیجه اکنون خانواده هومینیده، هم انسان را شامل می شود و هم این دسته از نخستی ها را.تمامی اعضای این خانواده جمجمه بزرگی دارند.در همه آنها سوراخ های بینی نزدیک به هم و جلو آمده اند و همه آنها 32 دندان و به تعداد یکسان دندان پیش، نیش و آسیاب دارند.رفتارهای اجتماعی پیچیده دارند و از اصوات و تغییر شکل ماهیچه ای صورت برای برقراری ارتباط استفاده می کنند.

چند گونه گوریل وجود دارد؟
 

در گذشته تصویر بر این بود که گوریل ها تنها شامل یک گونه می شوند اما با استفاده از شواهد ژنتیکی مشخص شده دو گونه گوریل وجود دارد.گوریل های شرقی (Gorilla beringei)و گوریل های غربی ( Gorilla gorilla)، گوریل های شرقی در شرق کنگو، روآندا و اوگاندا زندگی می کنند و انواع غربی آنها در بخش غربی آفریقای مرکزی (گابون، کنگو، کامرون و جمهوری آفریقای مرکزی)یافت می شوند.

از دو تا 180 کیلوگرم
 

گوریل ها هنگام تولد تنها دو کیلوگرم وزن دارند اما ماده ها پس از بلوغ 90 کیلوگرم وزن و 150 سانتی متر ارتفاع خواهند داشت و وزن و قد نرها نیز به ترتیب بین 140 تا 180 کیلوگرم و 180 سانتی متر خواهد بود.این تفاوت در بین دو جنس که احتمالا ناشی از نوع سیستم تولید مثلی گونه است مثالی از دوریختی جنسی است.در گوریل و اورانگوتان جنس مذکر دو برابر جنس ماده وزن دارد و این مقدار، در شامپانزه به 1/35 برابر رسیده است.دوریختی جنسی در انسان کاهش یافته و به 1/2 برابر رسیده که احتمالا ناشی از گسترش تک همسری در جوامع اولیه انسانی در قیاس با دیگر هومینیدهاست.

تختخواب دست ساز!
 

گوریل ها برای هر شب خود، زیراندازی تازه از شاخه و برگ می سازند و هر گوریل موظف است تختخوابش را خودش بسازد و تنها نوزادان از انجام این وظیفه معافند و می توانند پیش مادرشان بخوابند.

آیا گوریل ها اجتماعی اند؟
 

تقریبا بله.گوریل ها در قالب گروه هیا 50 نفره هم دیده شده اند اما عموما یک گروه شامل یک تا دو نر بالغ، سه تا چهار ماده غیر خویشاوند و فرزندان شان می شود.اما اینکه چرا گوریل ها تقریبا اجتماعی اند؛به همان دلیل است که انسان ها هم تقریبا اجتماعی اند.نکته اصلی این است که نمی توان ، یک گونه را اجتماعی خواند و دیگری را غیر اجتماعی.این دو اصطلاح در دو سوی یک طیف پیوسته قرار دارند.در گونه های غیر اجتماعی، افراد گونه با هم رابطه داشته باشند، تنها برای تولید مثل است که نیازی خود خواهانه است؛ چرا که فقط برای تضمین انتقال ژن های شما به نسل بعد مفید است، نه چیز دیگر.در انتهای دیگر طیف، مورچه ها، زنبورها و اسب ها ، موریانه ها و موش کور برهنه قرار دارند که در آنها بخشی از هر کلونی غیر فعال است و فقط در راه تولید مثل طبقات دیگر عمل می کند.گوریل ها همانند انسان ها، به صورت گروهی زندگی می کنند، بنابراین غیر اجتماعی نیستند ولی مسلما نمی توان آنها را موجوداتی واقعا اجتماعی، مانند مورچه ها نامید.گوریل ها تا زمانی اجتماعی اند که موفقیت تولید مثل شان در خطر نیفتد.یک گوریل پشت نقره زمانی که شرایط ایجاب کند، از کشتن فرزندان نرهای دیگر در گروه رویگردان نیست.

گوریل پشت نقره ای
 

گوریل پشت نقره ای، گوریل بالغی است که لااقل 12 سال سن دارد و قسمتی از موهای پشتی اش نقره ای رنگ شده اند و ضمنا دندان های نیش بزرگی دارد.البته گوریل های 11 ساله هم بالغ هستند و پشت سیاه خوانده می شوند اما پشت نقره ای ها سر دسته و رهبر گروهند.گوریل ها عموما گروه پدری خود را حول و حوش 11 سالگی ترک می کنند اما برخی نیز در گروه پدری می مانند تا قدرت پدر را پس از مرگش تصاحب کنند.گوریل های ماده هم پس از بلوغ جنسی، گروه پدری را ترک می کنند و به نزدیک ترین پشت نقره ای که در آن حوالی وجود دارد می پیوندند.در صورت تهدید، گوریل پشت نقره با جیغ کشیدن، سینه کوفتن، شکستن شاخه ها، نمایش دندان های خوفناکش و در نهایت حمله، واکنش نشان می دهد.در صورت مرگ پشت نقره ای به هر علتی، گروه از هم می پاشد و اعضای آن به دنبال یک پشت نقره ای دیگر می روند.

حرف زدن به شیوه گوریل ها
 

گوریل ها برای ارتباط بین خودشان از 15 نوع صدای مختلف استفاده می کنند که هر کدام معنی خاصی دارد اما به دلیل نبود ابزار لازم برای به کارگیری اصوات در بین نخستی ها، موجوداتی غیر از انسان نمی توانند به زبان ما حرف بزنند اما با تلاش های پنی پترسون از دانشگاه استنفورد، گوریلی به نام کوکو، زبان اشاره انسان را برای انتقال پیام های ساده ای مانند درخواست پرتقال از پنی فرا گرفت.این گوریل قادر به استفاده از بیش از 500 علامت زبان اشاره بود و با 500 علامت دیگر نیز آشنایی داشت.

آیا گوریل ها از ابزار استفاده می کنند؟
 

تا مدت ها تصور بر این بود که گوریل ها بر خلاف دیگر نخستی های بزرگ(انسان، شامپانزه و اورانگوتان)از ابزار استفاده نمی کنند ولی در سال 2005 برای اولین بار استفاده از ابزار در بین گوریل های وحشی دیده شد.در این زمان گوریل هایی که از تکه های چوب برای جست و جو در یک جنگل مردابی استفاده می کردند، مشاهده شدند.یکی از این گوریل ها، گوریلی ماده به نام لیا، زمانی که می خواست از قسمت پرآب عبور کند از تکه چوبی به عنوان ابزار عمق سنجی، بیش از گذر از آن منطقه استفاده کرد.تا قبل از این واقعه، استفاده از ابزار توسط گوریل ها در اسارت دیده شده بود.ولی هرگز در مورد گوریل های وحشی چنین چیزی گزارش نشده بود.نکته جالب این است که در این مورد، گوریل ها از ابزار، تنها برای طی آسان تر مسیر استفاده کردند و این در حالی است که شامپانزه ها تنها برای مقاصد مرتبط باغذایابی، مانند خوردن موریانه یا شکستن دانه ها،از ابزار استفاده می کنند و در عین حال ابزار مورد استفاده توسط گوریل ها سطح پایین تری از شامپانزه ها دارد؛ چرا که شامپانزه ها ابتدا ابزار را شکل می دهند و سپس از آن استفاده می کنند ولی ظاهرا گوریل ها از قابلیت ابزار روزی در سطح شامپانزه ها بی بهره اند.

آیا گوریل ها شکارچی هم دارند؟
 

غیر از انسان که شکارچی عمده این موجود بوده خیر.البته گزارش های نادری در مورد حمله پلنگ به گوریل وجود دارد.انسان ها حتی به محافظان گوریل ها هم رحم نکرده اند، چه برسد به خود این حیوانات بی نوا.انسان به شکل غیر مستقیم و با تخریب زیستگاه این جانور او را به سمت انقراض پیش برده است.دشمن دیگر گوریل ها ویروس ابولاست که تقریبا 95 درصد گوریل ها مبتلا را از میان می برد.

اثر بینی
 

محققانی که به مطالعه گوریل ها می پردازند باید هر روز محل خواب گروه مورد نظر خود را پیدا کرده و سپس با دنبال کردن رد آنها مکان فعلی در جنگل را با GPS مشخص کنند و بعد وضعیت هر یک از اعضای گروه را نیز ثبت و ضبط کنند.راه شناسایی یک گوریل خاص هم استفاده از اثر بینی است؛ چرا که الگوی چروک خوردگی ناحیه بینی برای هر گوریل منحصر به فرد است.البته اثر بینی با رشد حیوان تغییر می کند، برای همین پایگاه اثر بینی گوریل ها هر سال به روز رسانی می شود تا محققان بتوانند به اسانی هر گوریلی را که می خواهند دنبال کنند.
منبع:نشریه دانستنیها، شماره 24

 
خونگرمی و خونسردی
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:
معلم های زیست شناسی همیشه در توضیح این مفهوم برای بچه ها مشکل دارند .چون طبیعت پر است از چیزهایی به نام «استثنا»!البته خواهیم دید که این فرض که همه جای طبیعت یکدست است و چند جا هم «استثنا»داریم، اصولا فرض غلطی است.در طبیعت هیچ چیز اصل نیست.مثلا اینکه به ما یاد داده اند«پستانداران و پرندگان خونگرم هستند»یا «خزندگان خونسرد هستند»کلاً مطلب غلطی است.آن هم به دو دلیل:
نخست همان استثناهایی که قرار است در موردشان صحبت کنیم و بگوییم که در طبیعت خیلی هم استثنایی نیستند، و دلیل دوم این که پرندگان، گروهی جدا از خزندگان نیستند.از لاک پشت به مارمولک به تمساح به پرندگان، سیری دائمی به سمت «خونگرم شدن»دیده می شود و مرز مشخصی در این میان وجود ندارد.

خونگرم بودن یعنی چه؟
 

در حقیقت واژه خونگرم (blooded-Warm)هیچ معنای روشنی به ذهن متبادر نمی کند و جز در ادبیات عامیانه علمی، کاربرد دیگری ندارد.در عوض دانشمندان برای صحبت کردن از موجوداتی که سوخت و ساز بیشتری دارند (مثلا پرندگان)از دو مفهوم مجزا کمک می گیرند.مفهوم اول در مورد ثابت یا متغیر بودن دمای بدن است و مفهوم دوم درباره شیوه گرم کردن بدن.مثلا اگر دمای بدن جانوری ثابت باشد به او «هومیوترم»(Homeotherm)می گویند و برعکس اگر موجودی نتواند دمای بدنش را کنترل کند و با تغییر دمای هوا، دمای بدن او هم متغییر کند، به او پویکیلوترم (Poikilotherm)گفته می شود.به علاوه اگر جانوری بتواند با صرف انرژی، بدن خود را به اندازه کافی گرم کند می گوییم اندوترم (Endotherm)است و جانوری که مجبور باشد حمام آفتاب یا آب گرم (یا هر چیز گرم دیگری!)بگیرد تا گرم شود اکتوترم(Ectotherm)نامیده می شود.بنابراین با اجازه فرهنگستان زبان و فرهنگستان علوم، تا آخر همین مقاله کلمه «خونگرم»را غیر علمی اعلام می کنیم و به جای واژه بیگانه ای که از آنها نام بردیم از این واژهای من در آوردی (در عوض فارسی)استفاده می کنیم:هومیوترم:پایادما/پویکیلوترم:پویادما/اندوترم:درون گرم/اکتوترم:برون گرم.

مثال های استثنایی
 

اغلب جانورانی که به عنوان «خونگرم»می شناسیم، پایادما و درون گرما هستند، یعنی دمای بدن آنها تغییر نمی کند و گرمای بدن خود را خودشان تأمین می کنند، در مقابل آنهایی که عنوان «خونسرد»دارند، پویادما و برون گرما هستند.
اما این میان استثنا زیاد است و این استثناها آن قدر زیاد و جدی هستند که نمی توان از آنها صرف نظر کرد.گاهی اوقات این موجودات استثنایی را هم با عنوان «خونگرم»یا «خونگرم موقتی»می نامند اما همان طور که گفتیم بهتر است از این واژه ها کمتر استفاده کنیم.

ماهی های درون گرما و پایادما
 

ماهی های تن، نیزه کاهی و خیلی از کوسه ها در آب های خیلی خیلی سرد، با حداکثر توان شنا می کنند و از این نظر همیشه باعث تعجب دانشمندان بوده اند.زمانی که این ماهی های فوق سریع و پیش فعال را صید می کنیم، با ناباوری می بینیم که بدن های آنها گرم است و حتی گوشت ماهی تن، مثل گوشت حیوانات «خونگرم»گوشت قرمز است.این ماهی ها حتی در همان تعریف عامیانه واقعا خونگرم هستند.ماهی تن سامانه خاصی از رگ های خونی دارند که مانع از دست رفتن گرمای ایجاد شده توسط ماهیچه های عمق بدن می شود.در حقیقت اتلاف انرژی گرمایی در تن به کمینه خود نزدیک شده است.وقتی هم که ماهی تن نیاز به سرعت گرفتن و شنای سریع دارد، می تواند با کمک همان ماهیچه ها بدن خود را گرم کند و سرعت بگیرد.چنین سازوکاری در نیزه ماهی هم دیده می شود و جالب اینکه تحقیقات اخیر نشان داده ماهی تن و نیزه ماهی از دو گروه خیلی دور هستند و جداگانه طی تکامل خونگرم شده اند .دمای بدن کوسه ها هم همیشه از آب های اطرافشان گرم تر است زیرا ناچارند همیشه در حال شنا باشند!همین نکته خودش به تنهایی نشان می دهد خونگرم شدن اصلاً اتفاق بعیدی در طبیعت نیست و هرجایی ممکن است تکامل پیدا کند.

لاک پشت ها و دیگر غول های پایادما
 

لاک پشت ها و کروکودیل های غول پیکر هیچ ساز و کارخاصی برای تنظیم دمای خود ندارند اما به نحو عجیبی حتی پس از چند روز بارندگی و سرما، دمای بدن این خزندگان غول پیکر تغییر نمی کند.البته راز این پایادمایی در اندازه بزرگ آنها نهفته است.بگذارید دقیقا توضیح بدهیم .یک مکعب 2×2×2 را تصور کنید.حجم این مکعب 8 سانتی متر مکعب است و سطحش 6×4 یعنی 24 سانتی متر مربع.اکنون ابعاد این مکعب را دو برابر کنید:4×4×4؛ خب حالا حجمش شده 64 سانتی متر مکعب اما مساحتش شده6×16 یعنی 96 سانتی متر مربع.حالا باز هم ابعاد را دو برابر بزرگ کنید:8×8×8؛ حجم مکعب به 512 سانتی متر مکعب می رسد اما سطحش ب 64×6 یعنی 384 سانتی متر مربع می رسد:هر چقدر ابعاد یک مکعب بیشتر شود، نسبت سطح به حجمش کمتر می شود.سطح بدن موجود زنده متناسب با میزان تبادل حرارتی انجام شده با محیط است اما حجم بدن متناسب با گرمای تولید شده درون توده بدن است.به علاوه هر چقدر شکل یک موجود به کره نزدیک تر باشد نسبت به سطح به حجم کمتری خواهد داشت و برعکس هر چقدر گوشه و زائده و درازی و پهنی بیشتری داشته باشد، نسبت سطح به حجم بیشتری دارد (و تبدل گرمایی بیشتری دارد).دقیقاً به همین دلیل است که فیل ها گوش های پهنی دارند و راز گرم ماندن بدن لاک پشت ها و کروکدیل های غول پیکر در همین است.به این نوع از پایادمایی می گویند جایگانتوترمی (Gigantothrtmy )که می توانیم«پایادمایی حجمی»(یا پایادمایی غولی!)ترجمه اش کنیم.

مارهای خونگرم، زنبورهای خون داغ!
 

در شماره های پیشین در مورد مارهای عجیب و غریب صحبت کردیم و یکی از مثال ها مربوط به مارهای «خونگرمی»بود که روی تخم خود می خوابند؛ اما در مورد زنبورهای عسلی که با بال زدن، کندوی خود را گرم می کنند احتمالا چیزی نشنیدید!بله درست است.مارها (بعضی هایشان مثل پایتون)از تخم های خود نگهداری می کنند و با کمک ماهیچه های خودگرما تولید می کنند و تخم هایشان را درحرارت مطلوب نگه می دارند!زنبورهای عسل دقیقاً همین کار را برای تنظیم دمای کندوهایشان می کنند.آنها در سرما با بال زدن گرما تولید می کنند و دمای کندو را ثابت نگه می دارند.دانشمندان قبلاً به این موجودان «خونگرم موقتی»می گفتند اما آنها چیزی نیستند جز چند موجود «درون گرما».

خونگرم هایی که خونسرد هستند
 

در کنار این موجودات که به طور کلاسیک به عنوان خونسرد می شناختیم، موجوداتی هم هستند که فکر می کنیم خونگرم هستند اما در حقیقت آن قدرها هم خونگرم نیستند.مثلاً ازمیان پستانداران نمونه هایی هستند که قادر به کنترل دمای بدن خود نیستند .بهترین نمونه، برخی از حشره خواران مثل موش های کور هستند که مشخصا حیواناتی پویادما هستند.به جز این نمونه های ناتوان از کنترل دمای بدن، پستاندارانی هم هستند که بنا به شرایط می توانند دمای بدن و سخت و ساز خود را موقتا یا برای مدت طولانی کاهش دهند.تقریبا همه پستاندارانی که خواب زمستانی دارند، در زمان خواب دارای سوخت و سازی بسیار پایین هستند.اما جالب ترین نمونه ها، پستانداران غواضی مثل فک ها و سیل ها هستند.این گوشتخواران آبزی برای صرفه جویی در مصرف اکسیژن خونشان، هنگام غوص، سوخت و ساز، ضربان قلب و دمای بدنشان را پایین می آورند.اگر گفتید چرا این پستانداران با شش های خالی شیرجه می زنند؟

آیا کروکودیل ها به تازگی خونسرد شده اند؟
 

خب، اجداد کروکودیل های امروزی خیلی اهل آب نبودند.آنها زمانی رقبای اصلی دایناسورها بودند، روی دو پای عقب خود می دویدند، همه جور شکل و ظاهری داشتند، حتی انواع منقار دارد گیاهخوار دوپای گردن دراز.احتمالا بخت و شانس تنها دلیل برتری دایناسورها به آنها بوده و سرانجام با غلبه دایناسورها، همه انواع کروکودیل ها منقرض شدند، جز یک گروه هم به زیر آب پناه برده بودند.با توجه به چهار حفره ای بودن قلب کروکودیل ها و ظاهر تند و فرز و سریع انواع ابتدایی و خشکی زی آنها، خیلی از فیزیولوژیست ها اعتقاد دارند کروکودیل ها مثل دایناسورها و پرندگان خونگرم بوده اند .اما این گروه استثنایی آبزی (تنها کروکودیل های باقیمانده تا امروز)به خاطر اینکه زیر آب می مانده، درست مثل فک ها و سیل ها مجبور شده اند متابولیسم بدن خود را پایین بیاورند تا در مصرف اکسیژن صرفه جویی کنند، به همین دلیل طی تکامل دوباره خونسرد(پویادما و تا حدی برون گرما)شده اند.

آیا خونگرم بودن یعنی «خوب و با حال»و خونسرد بودن یعنی «بد و بی ریخت»؟
 

خیر!اصلا و ابدا!این دو مقاله، دو راهبرد فیزیولوژیک برای بقاست.موجودات پایادما و درون گرما انرژی بیشتری مصرف می کنند (غذای بیشتری می خورند)و در عوض از مزایای این جریان انرژی سود می برند.موجودات پویادما و برون گرما نیز گرچه مشکلاتی برای زندگی در مناطق سرد دارند و کلا کندتر هستند اما در عوض با انرژی و اکسیژن کمتری می توانند زنده بمانند.هر موجودی بنا به نیازهایش، معایب و مزایای یکی از این دو راهبرد را انتخاب می کند.یکی از مطالب غلطی که به ما یاد داده اند این است که «سیری»در جهت « کامل شدن»در حیوانات وجود دارد، حیوانات خونسرد اولیه باید تکامل پیدا کنند تا خونگرم شوند و از این قبیل.اما در حقیقت چنین سیری وجود ندارد.گذشته از نادرست بودن عبارات خونگرم و خونسرد، اصولا چنین سیری و چنین مفهومی از«کامل بودن حیوانات خونگرم» کاملا بی معنی و نادرست است.زیست شناسی مقایسه ای هرگز موجودات را به «ابتدایی»و«پیش رفته»تقسیم نمی کند، بلکه تنها می تواند بگوید فلان قسمت از فیزیولوژی یک موجود بر موجود مشابه دیگر برتری دارد (و احتمالا در کنار مزایا، معایبی نیز دارد).این درسی است که هر معلم زیست شناسی باید بیاموزد و به شاگردانش نیز یاد بدهد.موجودات همه و همه به یک اندازه برای بقا تکامل یافته اند و تنها چیزی که میان آنها متفاوت است راهبردهای آنهاست.
منبع:نشریه دانستنیها، شماره 24

 
8 حیوان عجیب الخلقه جهان
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:

در مقاله زیر هشت نوع از عجیب ترین موجودات زنده را نشان می دهند که متأسفانه بیشتر آنها در خطر انقراض قرار دارند.

لاک پشت ماتا ماتا
 

بدن غول پیکر و لاک نرم این حیوان می تواند به طول حدود 2 متر و وزنی بیشتر از 50 کیلوگرم برسد. ماتا ماتا در کنار نهرهایی با آب های تیره و آرام، برکه های راکد، مرداب ها، باتلاق هایی در قسمت های شمالی بولیوی، شرق پرو، اکوادور، شرق کلمبیا، ونزوئلا، گینه و بخش های شمالی و مرکزی برزیل زندگی می کند.

آرمادیلو (پری مانند صورتی رنگ)
 

این حیوان در آرژانتین مرکزی یافت شده است و در دشت های بی آب و شنی پوشیده شده از کاکتوس ها و بوته های خاردار سکونت دارد. آرمادیلو زمانی که می ترسد، این توانایی را دارد که زیر خاک از نظرها پنهان شود. آرمادیلوها سوراخ های کوچکی در زیرزمین حفر و معمولاً از مورچه و نوزادان شان تغذیه می کنند.

موش کور با بینی ستاره ای
 

موش کور با بینی ستاره یی در مناطق مرطوب نواحی پست زندگی و از جانوران بدون مهره ی کوچک، حشره های آبزی، کرم ها و حلزون ها تغذیه می کند. این حیوان شناگر ماهری است که می تواند در قسمت های پایین نهرها و دریاچه ها برای یافتن غذا به جستجو بپردازد و تونل های کم عمقی حفر کند. شاخک های حساس بینی این موش کور با یکصد هزار شاخک ریز پوشیده شده است که به غریبه ها صدمه می زنند.

بز کوهی سایگاه
 

سایگاه جزو حیوانات در حال انقراض طبقه بندی شده است. تخمین زده می شود که مجموعاً پنجاه هزار سایگا وجود داشته باشند که در کالمیکیا، سه منطقه در قزاقستان و دو منطقه ی قرنطینه شده در مغولستان زندگی می کنند.

خرگوش پاتاگونیان مارا
 

یک حیوان جونده ی درشت هیکل که هم شبیه خرگوش و هم شبیه الاغ به نظر می رسد! «پاتاگونیان مارا» در قسمت های مرکزی و جنوبی آرژانتین یافت می شود و در علفزارهای کم باران، بوته زارها و دشت ها سکونت دارد.

جوجه تیغی پوزه دراز
 

این حیوان یک گروه از دو گروه پستانداران تخم گذار است که در گینه ی جدید زیاد دیده می شود.

موش گوش دراز
 

این «میکی موس بیابانی» جانوری جونده و شبیه موش است که گوش خیلی دراز و پاهای عقبی بلندی برای پریدن. این موش در بیایان های چین و مغولستان یافت شده و در فهرست قرمز حیوانات در حال انقراض طبقه بندی شده است.

جانور حشره خوار الفانت
 

این جانور به طور وسیعی در بخش های جنوبی آفریقا گسترده اند و اگر چه در محل های عمومی و اجتماعی زندگی نمی کنند، ولی قادر به زندگی کردن در انواع زیستگاه های طبیعی از بیابان نامیب تا مکان های صخره یی جنوب آفریقا و جنگل های انبوه هستند.


 
← صفحه بعد